عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )

60

الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )

به طرف من گرفتند و فرمودند : آن طور كه انديشيدى ، در اين سال ، براى من حادثه‌اى رخ نمىدهد . سپس براى بار دوّم ، هنگامى كه از مدينه - براى ديدار با « معتصم » - خارج مىشدند ، به حضورشان رسيده ، عرض كردم : در حال خروج از مدينه هستيد ، امام بعد از شما كيست ؟ حضرت گريستند ؛ به گونه‌اى كه محاسن ايشان تر شد . آنگاه رو به من كرده ، فرمودند : حادثه ، در اين سفر برايم رخ مىدهد و امر امامت ، پس از من ، از آن پسرم « على » عليه الصلاة و السلام است . « 1 » « عمر بن زيد » روايت مىكند : از حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام دربارهء نشانهء امام سؤال كردم . فرمودند : كسى كه قادر به انجام اين كار باشد . آنگاه دست مبارك خود را بر سنگى نهادند و اثر انگشتان در سنگ به جاى ماند . « عمر » مىگويد : از آن حضرت ديدم كه آهن را بدون داغ كردن ، مىكشيدند و طولانى مىكردند و با انگشتر خود ، بر سنگ ، مهر مىزدند . « 2 » « ابو صلت هروى » پس از به شهادت رسيدن حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام ، توسط « مأمون » ، زندانى گرديد . يكسال در زندان بر او گذشت تا آن كه كار بر وى سخت شد و دلتنگى او را پيش آمد . خداوند را به حضرت رسول و خاندانش - « 1 » سلام اللّه عليهم اجمعين - سوگند داد تا وى را آزاد نمايد . به ناگاه ، حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام در زندان بر او وارد شده ، فرمودند : « اى اباصلت ، كار بر تو سخت گرديد و دلتنگ شده‌اى ، برخيز و بيرون برو . » آنگاه امام عليه الصلاة و السلام با دست مبارك بر زنجيرها زدند و همگى باز شد و « ابا صلت » را پيش چشم زندانبانان - بدون آن كه ايشان كلامى بگويند - آزاد كردند . پس از اين ، حضرت به وى فرمودند : در امان و حفظ خداوند برو كه ديگر چنين اتّفاقى برايت رخ نمىدهد و دست آنان نيز از تو كوتاه خواهد شد . « 3 »

--> ( 1 ) - اصول كافى ، باب « النص على الجواد » عليه الصلاة و السلام ، حديث 1 . ( 2 ) - مدينة المعاجز ، ص 524 . ( 3 ) - عيون اخبار الرّضا ، ص 354 . روضة الواعظين ، ص 198 . كشف الغمّه ، ص 278 . آن گونه كه در تاريخ بغداد ، ج 11 . ص 46 . آمده است ، « ابا صلت » ، همان « عبد السّلام بن سليمان بن ايوب بن مسيره غلام عبد الرحمن بن سمرهء قريشى » است . وى براى كسب احاديث اهل بيت -